درد سترگ - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
و هستند دردهایی که مدفون ماندهاند و گاهی چون اشک بر گونههای بیتفاوتیهایتان سر میخورند... و عنکبوت چه خوش میدارد این ناامیدیهاتان را، پس هرگاه که شوری بیند خوش دارد آن را به تار افکند و نامش مصلحت گذارد...
سیگار - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
و سیگار امتدادِ خاطرهای ست، که به تصویرِ ماتی در گلاویزیِ دود با نگاه انسان شکل میدهد و به سرعت ناپدید میگردد، از این روست که ناخودآگاه سرعت کام گرفتنها زیاد میشود... u200du200du200d
قوی سیاه - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
پنجه بیفکن در من، ای برتر گزینِ هراس انگیزمْ که به امتداد لبخندهای دروغینم اعتمادی نیست... u200dعُصیان کردهام از قالبهای محکوم به ترس، و از میان تاریکیِ جان، خود را دگربار یافتهام...u200d
سفری به درون - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
رها شدهام از دستان اطمینان و به تلاطمهای جانْ دچارم...u200d
شک - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
آنگاه که شکاف میان برداشتهای سطحی با حقایق موجود زیاد میشود، عشق در مقابل حقیقت بسیار شکننده میگردد…شَک چنان عنکبوت به افکار انسان تار میافکند و آدمی در چندلایگی و از هم گسیختگی احساس، وِلِنْگارانه سقوط میکند.u200dاو اگرچه با چشمانی باز مینگرد اما از دیدن مسائل ساده، آنگونه که به نظر میرسند امتناع م...
مرثیهای بر یک رؤیا - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
انسان که در تلاطم ناشناختنیهای درونی، ناکام مانده است، در تعارض با دنیای بیرون و سراشیبیِ کششهای آنی سقوط میکند و آنجا که لذت تن دادگیهایش کاستی می گیرد، به افراط رو میآورد و تا مرز روان گسیختگی پیش میرود...او در تضادی در هم شکننده در میان آنچه احساس میکند با واقعیت موجود دست و پا میزند و از دنیای س...
طرد گشتگی - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
بِه لحظهی رقصیدنم در خشکی، چُنان ماهی که از دریا دور افتادهام…
پاییز - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
به ابتذال بکش مرا، آنکه دگر هیچ واژه ای برایت معنا نمیگردد...که از خاک برخاستگان را به افتادن هراسی نیست...
دوست - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:22
ما خود برای خویش مختصریم، پس چگونه توانیم برای دیگری امتداد به ارمغان آوریم... ما در خویش تنهاییم، پس چگونه توانیم بند گسلِ تنهاییِ دوست خویش باشیم؟ ما که از زنجیرِ خویش هراسانیم، پس چگونه رنجِ زنجیرِ دوست را تابْ آوریم؟...